خاطرات شنیدنی از شهدا

طلائیــه

لطفا برای دانلود شدن فیلم لحظاتی صبر کنید


 

Get your own Chat Box! Go Large!
چت خصوصي ميلاد بي نام و نشان
دوشنبه، 7 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هشت ساعت 10:20 AM

 

آفتاب نيمه شب

 

اى خوب رخ كه پـــــرده نشينى و بى‏حجاب       اى صـــــــــدهزار جلـــــــوه‏گـر و باز در نقاب

اى آفتــــــــــابِ نيمــــ شب، اى ماهِ نيمروز        اى نجم دوربين كـــــه نـــه ماهى، نه آفتاب

كيهان طلايه دارت و خــــــورشيد ســـايه‏ات       گيســـــــــوى حــــــور خيمــه ناز تو را طناب

جانهاى قدسيــان همه در حسرتت به سوز       دلهــــــاى حوريـــــــان همـه در فرقتت كباب

انمـــــــوذج جمــــالى و اسطــــــوره جــلال       درياى بيكــــــــرانى و عالـــــم همــــه سراب

آيــــــا شــــود كه نيم نظر ســـــــوى ما كنى      تا پــــــــر گشــــــوده كوچ نماييم از اين قِباب

اى جلــــــــوه ات جمـــــــــالْ دهِ هرچه خوبرو        اى غمزه ات هلاكْ كنِ هر چه شيخ و شاب

چشـــــم خرابِ دوست خــــرابم نموده است        آبـــــــادى دو كـــــــوْن به قربـــان اين خراب

| موضوع: اولين روز تولد وبلگم در ايران بلاگ |لینک مستقیم| نویسنده: ميلاد محمدي نظرات 12 
سه شنبه، 15 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 7:37 AM

دهه فجر بر فجر آفرينان مبارك

این چشم ها برای که تبخیر می شود ؟

این حلقه ها برای چه زنجیر می شود ؟

پیراهن محرم من را بیاورید

دارد زمان هیئت من دیر می شود

با روضۀ حسین نفس تازه می کنم

وقتی هوای شهر نفس گیر می شود

می آیم از کدورت و اشک عزای تو

سرچشمۀ طهارت تصویر می شود

من دستمال گریۀ خود را نشسته ام

چون آب هم به نام تو تطهیر می شود

اشک تو تا همیشه جوان می چکد حسین

چشم من است اینکه چنین پیر می شود

من تازه تشنه می شوم و گریه می کنم

وقتی ز گریه چشم همه سیر می شود

ایمان به دست معجزۀ غم بیاورید

پیغمبری که باعث تکفیر می شود

این قطره نیست آینۀ توست یا علی

در اشک ما حسین تو تکثیر می شود

| موضوع: اولين روز تولد وبلگم در ايران بلاگ |لینک مستقیم| نویسنده: ميلاد محمدي نظرات 6 

سه شنبه، 26 آذر هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 8:47 AM

       بــســم الله الــرحمن الــحیم      

 

 

« عاشقان عيدتان مبارک باد » همنوا با رسول الله (ص)، روز عيد غدير با نوای «علی ولی الله»

 

    

 

سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد

 

و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.

 

 

نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله  نازل شد و

 

از جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم

 

برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد

 

 كرد» پيامبردستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود

 

آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند.

 

ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من

 

از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و 

 

شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند.

 

رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب

 

 مي دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل

 

اكبر   كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از

 

 آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در

 

كنار رسول خدا ديدند و شناختند. 

 

 

سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و

 

 بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر

 

اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست

 

 بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران

 

 اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش

 

 وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه:‌ «امروز دينتان را برايتان كامل

 

نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و

 

 بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد

| موضوع: اولين روز تولد وبلگم در ايران بلاگ |لینک مستقیم| نویسنده: ميلاد محمدي(نظر بدهید.) 
دوشنبه، 4 آذر هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 4:53 PM

 

زندگي پس از مرگ

 

مرگ پايان زندگاني انسان نيست ‍، بلكه آغاز مرحله اي جديد از زندگاني اوست

 

مرگ دروازه اي گشوده به سوي حيات آخرت است « الموت باب الاخرهٌ» اميرالمونين (ع)

 

مرگ پاسخ به دعوت ناگزير خداي هستي بخش ، ذر انتقال از سراي فاني و ناپايدار ، به

 

 منزلگاهي باقي و پاينده است

 

مرگ سفري نزديك به ديار جاودانگي است

 

مرگ براي انساني كه دل به خدا داده و با ايمان و ياد قيامت ، عمل صالح را  رهتوشة سفر

 

 آخرت خويش قرار داده است ، شادماني و آسايش و بازگشتي خجسته به سوي بهشت برين است 

 

مرگ براي او بشارتي به نعمتهاي جاودانه است

 

مرگ براي او بالاترين شادماني است

 

مرگ پلي براي عبور دادن مومن از شدايد و ناگواري ها به سوي بهشت بيكرانه و نعمت هاي

 

 هميشگي است

 

مرگ براي مومن ، چونان كندن جامه اي چركين و پوشيدن لباسي فاخر به جاي آن ، چونان باز

 

 كردن بندها ، شكستن زنجيرها و سوار گشتن بر رام ترين مركب ها ، چونان انتقال از منزلي

 

 ويران و وحشت زا به سرايي ايمن و مآنوس است

 

بر گرفته از كتاب زندگي پس از مرگ « مرحوم حتج عباس قمي (ره) »

 

| موضوع: اولين روز تولد وبلگم در ايران بلاگ |لینک مستقیم| نویسنده: ميلاد محمدي نظرات 4 
شنبه، 18 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 5:17 PM

 هر که خوبی کرد زجرش میدهند

                                                هر که زشتی کرد اجرش میدهند

 باستان کاران تبانی کرده اند

                                                عشق را هم باستانی کرده اند

هرچه انسانها طلایی تر شدند

                                                 عشق ها هم مومیایی تر شدند

 اندک اندک عشق بازان کم شدند

                                                 نسلی از بیگانگان آدم شدند

| موضوع: اولين روز تولد وبلگم در ايران بلاگ |لینک مستقیم| نویسنده: ميلاد محمدي نظرات 2 
شنبه، 11 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 7:37 AM

 

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور ! 

 

                                           پس چرا یار نیامد؟که نثارش باشیم  

 

سالها منتظر سیصدواندی مرد است .. 

 

                                          آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم !! 

 

اگر آمد . خبر رفتن ما را بدهید  .... 

 

                                         به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم

| موضوع: اولين روز تولد وبلگم در ايران بلاگ |لینک مستقیم| نویسنده: ميلاد محمدي نظرات 12 
پنجشنبه، 2 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 8:50 AM

 

دوست دارم نگات کنم تو هم منو نگاه کنی

من تو رو نگاه کنم تو هم منو صدا کنی

قربون چشات برم از راه دوری اومدم

جای دوری نمی ره اگه به من نگاه کنی

دل من زندونیه تویی که تنها می تونی

قفس وا کنی و پرنده رو رها کنی

می شه کنج حرمت گوشه قلب من باشه

می شه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی

تو سرت شلوغه زیره دستیات فراوونند

از خدا می خوام کمی نگاه به زیر پات کنی

تو غریبی و منم غریبم اما چی میشه

دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی

دوست دارم تو ایوون آینت از صبح تا غروب

من با تو صفا کنم تو هم منو دعا کنی

به وفای کفترای حرمت منم می خوام

کفتری باشم که تنها تو منو هوا کنی

دلمو گره زدم به پنجرت دارم می رم

دوست دارم تا من میام زود گره ها رو وا کنی

صد هزار دفعم شده پای ضریح زار می زنم

تا دلت یکبار بسوزه دردامو دوا کنی

دوست دارم که از حالا تا صبح محشر همه شب

من رضا رضا کنم تو هم منو رضا کنی

| موضوع: اولين روز تولد وبلگم در ايران بلاگ |لینک مستقیم| نویسنده: ميلاد محمدي نظرات 12 
چهارشنبه، 24 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 8:21 AM

 

جلوه گری:

در خیابان چهره آرایش نکن

از جوانان سلب آسایش نکن

زلف خود را از روسری بیرون نریز

در مسیر چشمها افسون نریز

یاد کن از آتش روز معاد

گیسو منه در دست باد

خواهر دیگر تو کودک نیستی

فاش تر گویم عروسک نیستی

 

خواهرم ای دختر ایران زمین

یک نظر عکس شهیدان را ببین

خواهرم این لباس تنگ چیست؟

پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟

خواهرم انقدر طنازی نکن

با اصول شرع لجبازی نکن

در امور خویش سرگردان نشو

نو عروس چشم نامردان نشو

{آغاسی}

| موضوع: اولين روز تولد وبلگم در ايران بلاگ |لینک مستقیم| نویسنده: ميلاد محمدي نظرات 3